تبلیغات
علوم طبیعت در قرآن - مراتب شناخت طبیعت
 
 

از نظر قرآن استعداد شناخت طبیعت در افراد بشر نهاده شده است و انسانها باید با استفاده از حواس ظاهرى و عقل خود آیات الهى را بشناسند و ازآنها در جهت نزدیكى به خداوند بهره ور شوند. در اینجا مى خواهیم بگوئیم كه هر جا در قرآن صحبت از آیات الهى در جهان طبیعت است خداوند قابلیت فهم آنها را به گروههاى خاصى نسبت مى دهد. ما در اینجا نمونه هایى از این آیات را مى آوریم:

درباره متفكران

«هو الذى انزل من السماء ماء لكم منه شراب و منه شجرفیه تسیمون ینبت لكم به الزرع و الزیتون و النخیل والاعناب و من كل الثمرات ان فى ذلك لآیه لقوم یتفكرون »(نحل، 11-10)

(اوست خدائى كه آب را از آسمان فرو فرستاد تا از آن بیاشامید و با آن گیاهان و درختان پرورش دهید و حیوانات خود را در آن به چرا بفرستید، و با آن براى شما زراعت رامى رویاند و همچنین زیتون و نخل و انگور و [به طور خلاصه]همه میوه ها را. مسلما در این امر نشانه روشنى است براى گروهى كه فكر مى كنند.)

درباره عقلا

«ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار والفلك التى تجرى فى البحر بما ینفع الناس و ما انزل الله من السماء من ماء فاحیا به الارض بعد موتها و بث فیهامن كل دابة و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض لایات لقوم یعقلون » (بقره، 164)

(به یقین در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب و روز، وكشتیهایى كه در دریا به سود مردم در حركتند. و آبى كه خداونداز آسمان نازل كرده، و با آن زمین را پس از مرگ زنده نموده وانواع جنبندگان را در آن گسترده است، و همچنین در گرداندن بادها از هر سوى و ابرهایى كه میان زمین و آسمان است نشانه هایى ست براى مردمى كه عقل دارند و مى اندیشند.)

درباره اولى الالباب

«الم تر ان الله انزل من السماء ماء فسلكه ینابیع فى الارض ثم یخرج به زرعا مختلفا الوانه ثم یهیج فتریه مصفرا ثم یجعله حطاما ان فى ذلك لذكرى لاولى الالباب » (زمر، 21)

(آیا نمى بینى كه خدا آب را از آسمان فرو فرستاد و آن را درنهرهاى زمین روان ساخت، آنگاه بوسیله آن گیاهان رنگارنگ را برویاند و سپس آن را خشك مى سازد و تو آن را زرد شده مى بینى و آنگاه آن را به صورت گیاهان خرد شده در مى آورد. بى شك این مطلب عبرتى است براى صاحبان خرد.)

درباره مؤمنین

«الم یروا انا جعلنا اللیل لیسكنوا فیه و النهار مبصرا ان فى ذلك لایات لقوم یؤمنون » (نمل، 86)

(آیا آنها ندیدند كه ما شب را قرار دادیم تا در آن آرام گیرند وروز را روشن ساختیم تا در آن چیزها را ببینند. بى شك در این امر نشانه هایى است براى كسانى كه ایمان دارند.)

درباره متقین

«ان فى اختلاف اللیل و النهار و ما خلق الله فى السموات والارض لایات لقوم یتقون » (یونس، 6)

(مسلما در آمد و شد شب و روز و آنچه خداوند در آسمانها وزمین آفریده نشانه هایى است براى آنهایى كه پرهیزكارند.)

درباره عالمان

«هو الذى جعل الشمس ضیاء و القمر نورا و قدرناه منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب ما خلق الله ذلك الا بالحق یفصل الآیات لقوم یعلمون » (یونس، 5)

(اوست خدائى كه خورشید را روشنى بخش و ماه را نورانى قرار داد و براى آن منزلگاههایى مقدر كرد تا عدد سالها وحساب [كارها] را بدانید. خداوند این را جز به حق نیافریده است. او آیات خود را براى دانشمندان شرح مى دهد.)

ارباب تذكر

«ماذراكم فى الارض مختلفا الوانه ان فى ذلك لایة لقوم یذكرون » (نحل، 13)

(و آنچه براى شما در زمین به رنگهاى گوناگون بیافرید. مسلمادر این امر نشانه روشنى است براى گروهى كه متذكر مى شوند.)

پذیرندگان كلام حق

«و من آیاته منامكم باللیل و النهار و ابتغاؤكم من فضله ان فى ذلك لآیات لقوم یسمعون » (روم، 23)

(و از نشانه هاى اوست خفتن شما در شب و روز و روزى خواستن شما از فضل او. بى شك در این امر نشانه هاى روشنى است براى كسانى كه گوش شنوا دارند.)

ارباب یقین

«و فى الارض آیات للموقنین و فى انفسكم افلاتبصرون » (ذاریات، 21-20)

(و در زمین نشانه هاى روشنى است براى آنهایى كه یقین دارند،و همینطور است در مورد نفوس تان، آیا به چشم بصیرت نمى نگرید.)

صاحبان تفقه، توسم، بصیرت، نهى،...

«و هو الذى انشاكم من نفس واحدة فمستقر و مستودع قد فصلنا الآیات لقوم یفقهون » (انعام، 98)

(اوست كسى كه شما را از یك نفس آفرید، انسانهایى با آفرینش كامل و انسانهایى ودیعه گذاشته شده با آفرینش ناتمام،ما نشانه هاى خود را بر شمردیم تا آنهایى كه داراى درك هستندبیندیشند.)

«فاخذتهم الصیحة مترفین فجعلنا عالیها سافلها امطرناعلیهم حجارة من سجیل ان فى ذلك لایات للمتوسمین » (حجر، 75-73)

(سرانجام به هنگام طلوع آفتاب صیحه [صاعقه یا زمین لرزه]آنها را فرا گرفت. سپس شهر را زیر و زبر كردیم و بارانى ازسنگ بر آنها فرو ریختیم. در این سرگذشت نشانه هایى است براى هوشیاران.)

«یقلب الله اللیل و النهار ان فى ذلك لعبرة لاولى الابصار» (نور، 44)

(خداوند شب و روز را دگرگون مى سازد، و در این امر عبرتى است براى صاحبان بصیرت.)

«كلوا و ارعوا انعامكم ان فى ذلك لایات لاولى النهى »(طه، 54)

(هم خودتان بخورید و هم چهارپایانتان را در آن به چرا برید،بى شك در این امر نشانه هاى روشنى است براى صاحبان عقل.)

نتیجه كلى كه از مقایسه آیات مربوط به معرفت طبیعت بدست مى آید این است كه:

اولا سطوح مختلف براى فهم یك پدیده وجود دارد.

ثانیا مقدمات لازم براى درك مسائل مختلف طبیعت متفاوت است.

ثالثا براى دستیابى به شناخت عمیق تر از طبیعت باید پژوهندگان هر چه بیشتر خود را به همه خصوصیات ذكر شده در آیات فوق الذكر متصف كنند.این خصوصیات را مى توان در سه مقوله زیر خلاصه كرد: داشتن پشتوانه علمى، تعقل، ایمان و تقوى.

در اینجا ممكن است سؤال شود كه نقش ایمان و تقوى در شناخت صحیح طبیعت چیست و به چه دلیل در آیاتى نظیر:

«قل انظروا ماذا فى السماوات و الارض و ما تغنى الآیات والنذر عن قوم لا یؤمنون » (یونس، 101)

(بگو بنگرید كه در آسمانها و زمین چه چیزهایى است، و البته مردم بى ایمان را نشانه هاى الهى بى نیاز نخواهد كرد.)

«اولم یروا الى الارض كم انبتنا فیها من كل زوج كریم ان فى ذلك لآیة و ما كان اكثرهم مؤمنین » (شعراء، 8-7)

(آیا به زمین نگاه نكردند كه ما تا چه حد در آن از انواع گیاهان پر فایده رویانیدیم؟ در این مطلب نشانه روشنى است ولى اكثرآنها هرگز مؤمن نبوده اند.)

«و ما انت بهاد العمى عن ضلالتهم ان تسمع الا من یؤمن بآیاتنا فهم مسلمون » (روم، 53)

(و تو نمى دانى مردم كوردل را از ضلالت به راه هدایت آورى.تو مى توانى سخن ما را تنها به گوش كسانى برسانى كه به آیات ما ایمان دارند. اینها هستند كه اسلام مى آورند.)

خداوند شناخت صحیح از غیر اهل ایمان را نفى كرده است و در آیاتى نظیر:

«ان فى السموات و الارض لآیات للمؤمنین » (جاثیه، 3)

(همانا در آسمانها و زمین نشانه هایى است براى كسانى كه ایمان دارند.)

«ان فى اختلاف اللیل و النهار و ما خلق الله فى السموات والارض لآیات لقوم یتقون » (یونس، 6)

(همانا در آمد و شد شب و روز و آنچه خداوند در آسمانها وزمین آفریده نشانه هایى است براى آنها كه پرهیزكارند.)

فهم برخى از آیات خداوندى در طبیعت را به اهل ایمان و تقوى نسبت داده است؟ مگر نه این است كه تفكر منطقى از همه كس (چه مؤمن و چه كافر) ساخته است و حتى در خود قرآن با كفار و مشركین به طریق منطقى استدلال شده است؟ براى جواب به این سؤال از خود قرآن كمك مى گیریم. با توجه به ملازمه اى كه بین تقوى و ایمان هست:

«و اتقوا الله ان كنتم مؤمنین » (مائده، 57)

(اگر ایمان دارید تقواى الهى داشته باشید.)

و آیاتى نظیر:

«ان تتقوا الله یجعل لكم فرقانا» (انفال، 29)

(اگر تقواى الهى داشته باشید خداوند وسیله تمیز حق از باطل را به شما عطا مى كند.)

«ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذكروا فاذاهم مبصرون » (اعراف، 201)

(آنان كه تقوى دارند هنگامى كه دچار وسوسه هاى شیطان مى شوند به یاد خدا مى افتند و همین باعث مى شود كه بصیرت پیدا كنند.)

«و من یؤمن بالله یهتد قلبه...» (تغابن، 11)

(هر كس به خدا ایمان آورد خدا دلش را هدایت مى كند...)

مى توان گفت كه در اثر ایمان، انسان نیروى تمیز بین حق و باطل را پیدا مى كند و قوه عاقله او دور از شوائب القائات شیطانى فعالیت مى نماید.

حدیث:

«لو لا ان الشیاطین یحومون على قلوب بنى آدم لنظروا الى ملكوت السماء» 

(اگر نه این بود كه شیطانها اطراف دلهاى بنى آدم گردش مى كنند آنها حتما ملكوت آسمان را مى دیدند.)

كه از پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده است و روایت:

«من لم یهذب نفسه لم ینتفع بالعقل »

 (كسى كه نفس خود را از آلودگیها پاكیزه نگرداند از عقلش استفاده اى نمى برد.)

كه از امام على علیه السلام مامور است این نظر را تایید مى كنند.

بنابراین نقش مهم تقوى و تزكیه نفس این است كه جلوى لغزشهاى عقل را مى گیرد. اما از برخى از آیات قرآنى و ماثورات اسلامى مى توان استنباط كرد كه تاثیرتزكیه محدود به دفع آفات شناخت نیست، بلكه در اثر تزكیه و تهذیب نفس انسان مى تواند به معارفى وراى آن چه از طریق تجربه و تفكر حاصل مى شود دست یابد. ما در اینجا بعنوان نمونه چند مورد را ذكر مى كنیم:

1- در قرآن كریم آمده است:

«واتقو الله و یعلمكم الله...» (بقره، 282)

(تقواى الهى داشته باشید و خداوند به شما خواهد آموخت...)

«و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا...» (عنكبوت، 69)

(و آنان را كه در راه خدا مجاهدت مى كنند به راههاى خویش هدایت مى كنیم...)

«و كذلك نرى ابراهیم ملكوت السموات و الارض و لیكون من الموقنین » (انعام، 75)

(ما ملكوت آسمانها و زمین را به ابراهیم ارائه نمودیم تا به یقین برسد.)

2- از رسول اعظم صلى الله علیه وآله وسلم نقل شده است كه فرمود:

«ما اخلص عبدلله عزوجل اربعین صباحا الا جرت ینابیع الحكمة من قلبه على لسانه » 

(هیچ بنده اى چهل صبح خود را خالص براى خدا قرارنمى دهد مگر آنكه چشمه هاى حكمت از دلش به زبانش جارى مى شود.)

3- در نهج البلاغه از امام على علیه السلام نقل شده است كه فرمود:

«قد احیا عقله و امات نفسه حتى دق جلیله و لطف غلیظه و برق له لامع كثیر البرق. فابان له الطریق و سلك به السبیل، و تدافعته الابواب الى باب السلامة و دارالاقامة وثبتت رجلاه بطمانینة بدنه فى قرارالامن و الراحة، بمااستعمل قلبه، و ارضى ربه » 

(عقلش را زنده ساخته و شهوتش را میرانده است، تا آنجا كه جسمش به لاغرى گرائیده و خشونت غلظت اخلاقش به لطافت تبدیل شده، برقى پر نور در وجودش درخشیده و راه هدایت را برایش روشن ساخته، و در طریق الهى او را به راه انداخته، همواره در مسیر تكامل از بابى به باب دیگر منتقل شده تا به باب سلامت و سراى زندگى جاودانه راه یافته، و درقرار امن و راحت، با آرامش و اعتماد قرار گرفته است. اینهاهمه بخاطر آن است كه عقل و قلبش را به كار واداشته وپروردگارش را راضى ساخته است.)

و نیز در نهج البلاغه آمده است:

«هجم بهم العلم على حقیقة البصیرة و باشروا روح الیقین و استلانوا ما استعوره المترفون و انسوا بما استوحش منه الجاهلون » 

(علم و دانش با حقیقت و بصیرت به آنها روى آورده و روح یقین را لمس كرده اند و آنچه به دنیاپرستان هوسباز مشكل مى شمردند بر آنها آسان است و آنها به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفته اند.)

به هر حال، آنچه مسلم است این است كه دریچه الهام و اشراق به روى همه كس باز نیست و از این موهبت تنها كسانى كه زمینه دریافت فیض از این مجرا را دارا شده اند و مورد لطف الهى قرار گرفته اند برخوردار مى گردند. راهى كه به روى همگان باز است بهره گیرى از تجربه و تعقل است و البته براى توفیق دراین كار باید از آفات شناخت بر حذر بود.




طبقه بندی: قرآن و علم، 


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اردیبهشت 1387 توسط سعید