تبلیغات
علوم طبیعت در قرآن - رابطه قرآن مجید با علوم
 
 

كتاب: قرآن در اسلام، ص 105

نویسنده: علامه طباطبایى

الف ـ تجلیل قرآن مجید از علم و ترغیب در تحصیل آن

تجلیل و تمجیدى كه قرآن مجید از علم و دانش نموده نظیر آن در هیچ كتاب آسمانى دیگر یافت نمیشود و درین باره همین بس كه قرآن زمان توحش اعراب را كه عهد پیش از اسلام بود زمان جاهلیت نام نهاده است.

قرآن مجید در صدها آیه بطرق مختلفه نام علم و دانش را به میان آورده و در بیشتر آنها در مقام بزرگداشت آن میباشد.

خداى متعال در مقام منت گذارى انسان میفرماید: «علم الأنسان ما لم یعلم» (1) ترجمه: بانسان چیزى را كه نمیدانست یاد داد) .و باز میفرماید: «یرفع الله الذین آمنوا منكم و الذین اوتوا العلم درجات» (2) ترجمه: خدا ـ مقام ـ كسانى را كه ایمان آورده‏اند بلند میكند و كسانى را كه بآنان علم داده شده چندین درجه) .و بالاخره میفرماید: «هل یستوى الذین یعلمون و الذین لا یعلمون» (3) ترجمه: آیا كسانى كه علم دارند وكسانى كه علم ندارند مساوى میباشند) .آیات قرآنى درین باره بسیار است و در حدیث پیغمبر اكرم (ص) و ائمه اهل بیت (ع) كه تالى كتاب خدا است اخبار بیشمار در این باب وارد شده.

ب ـ علومى كه قرآن مجید بتعلیم آنها دعوت میكند

قرآن مجید در آیات بسیارى (كه بسبب وفور و كثرت بنقل آنها نپرداختیم) بتفكر در آیات آسمان و ستارگان درخشان و اختلافات عجیبى كه در اوضاع آنها پدید میآید و نظام متقنى كه بر آنها حكومت میكند دعوت میكند.

بتفكر در آفرینش زمین و دریاها و كوهها و بیابانها و آنچه از عجائب در شكم زمین قرار گرفته و اختلافات شب و روز و تبدلات فصول تحریض و ترغیب مینماید.

بتفكر در آفرینش شگفت آور نبات و نظامى كه در زندگى آن جریان دارد و در آفرینش گوناگون حیوان و آثار و احوالى كه در محیط وجود از خود بروز میدهد تشویق میفرماید.

بتفكر در خلقت خود انسان و اسرار و رموزى كه در ساختمان وجودش نهفته و بالاتر از آن در نفس و عوالم باطنى آن و ارتباطاتى كه با ملكوت اعلا دارد و بسیر در اقطار زمین و مشاهده در آثار گذشتگان و كنجكاوى اوضاع و احوال ملل و جوامع بشرى و قصص و تواریخ ایشان اصرار تمام دارد.

و بدین ترتیب بتعلم علوم طبیعى و ریاضى و فلسفى و فنون ادبى و بالاخره همه علومى كه در دسترس فكر انسانى است و تعلم آنها بنفع جهان بشرى و سعادت بخش جامعه انسانى میباشد دعوت میكند.

آرى قرآن مجید باین علوم دعوت میكند باین شرط كه بحق و حقیقت رهنما قرار گیرند و جهان بینى حقیقى را كه سر لوحه آن خداشناسى‏میباشد در برداشته باشند و گرنه علمى كه انسان را سرگرم خود ساخته از شناختن حق و حقیقت باز دارد در قاموس قرآن مجید با جهل مرادف است خداى متعال میفرماید: «یعلمون ظاهرا من الحیاة الدنیا و هم عن الآخرة هم غافلون» (4) ترجمه: آنان از زندگى این جهان ظاهر و نمودى را میدانند و آنان از زندگى آنجهان غافلند) و میفرماید: «افرأیت من اتخذ الهه هواه و اضله الله على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غشاوة فمن یهدیه من بعد الله» (5) ترجمه: آیا دیدى آن كسى را كه خداى خود را هواى نفس خود قرار داده و خدا با داشتن علم گمراهش نموده و بگوش و دلش مهر و بچشمش پرده‏اى زده است پس كیست كه پس از خدا او را راهنمائى كند) .

قرآن كریم با ترغیباتى كه بتعلم علوم مختلفه نموده خود متصدى تعلیم یك دوره كامل از معارف الهیه و كلیات اخلاق و فقه اسلامى گردیده است.

ج ـ علوم خاصه بقرآن مجید

در میان مسلمانان علومى نیز هست كه موضوع بحث آنها خود قرآن مجید میباشد، تاریخ پیدایش این علوم نخستین روزهاى نزول است و بتدریج مسائل آنها در میان مردم نضج یافته و تنقیح شده تا بحد كمال رسیده و بالاخره محققین این فنون تألیفاتى در آنها كرده و كتابهاى بى‏شمار نوشته‏اند.

برخى از این علوم در اطراف الفاظ قرآن كریم و برخى در معانى آن ببحث و كنجكاوى میپردازد :

علومى كه در الفاظ قرآن بحث میكند فنون تجوید و قرائت است‏فنى در كیفیت تلفظ بحروف تهجى و حالات و عوارضى كه حروف تهجى در لغت عرب در میان الفاظ مفرده و مركبه پیدا میكند مانند ادغام و تبدیل حروف و احكام وقف و ابتداء و نظائر آن بحث مینماید.

و فنى بضبط و توجیه قرائتهاى هفت گانه معروف و قرائتهاى سه گانه دیگر و قرائتهاى صحابه و شواذ قرائتها میپردازد.

و فنى عدد سور و آیات و كلمات و حروف آنها و آیات و كلمات و حروف همه قرآن را احصاء میكند.

و فنى در خصوص رسم خط خاص قرآن مجید و اختلافاتى كه با رسم خط عربى معمول دارد سخن میگوید .

و علمهائى كه در معانى قرآن مجید بحث مى‏كند فنى است كه از كلیات معانى آیات مانند تنزیل و تأویل و ظاهر و باطن و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ قرآن كنجكاوى میكند.

و فنى است كه در آیات و احكام بحث مینماید و در حقیقت شعبه‏اى از فقه اسلامى است.

و فنى است كه از معانى خصوص آیات قرآنى سخن میگوید و بنام تفسیر قرآن نامیده میشود و در بخش دوم این كتاب بحثهائى در اطراف تفسیر و طبقات مفسرین گذشت.

علماء و محققین اسلام در هر یك از علوم خاصه بقرآن مجید تألیفات و تصانیف بیشمارى كرده‏اند .

د ـ علومى كه قرآن مجید در پیدایش آنها عامل بوده

تردید نیست كه علوم دینیه‏اى كه امروز در میان مسلمانان دائر و مورد تعلیم و تعلم میباشد تاریخ تأسیس و تداول آنها ببعثت پیغمبر اكرم (ص) و نزول قرآن كه معارف الهیه و قوانین شرعى را همراه خود آورده محدود میباشد.این علوم در قرن اول هجرى بواسطه قدغنى كه مقام خلافت از كتابت و تألیف حدیث و غیره كرده بود بطور غیر منظم در میان صحابه و تابعین دائر بود و جز عده بسیار كمى كه در فقه و تفسیر و حدیث مختصراتى نوشتند اكثریت مردم بطریق حفظ بتحصیل پرداخته از سینه بسینه منتقل مینمودند. (6)

از اوائل قرن دوم بسبب برداشته شدن قدغن، مردم اول بنوشتن حدیث پس از آن بنوشتن بحثهاى مربوط به علوم دیگر و بقالب زدن تألیف و تصنیف علوم را مرتب و منظم نمودند و بدین ترتیب فن حدیث و علم رجال و درایه و فن اصول فقه و علم فقه و علم كلام بوجود آمد.

و حتى فلسفه نیز اگر چه در آغاز بعنوان نقل از یونانى بعربى وارد محیط اسلام شد و زمانى تقریبا بشكل یونانى خود در دست مردم بود ولى پس از چندى محكوم طرز تفكر محیط گردیده هم از جهت ماده و هم از جهت صورت تغییراتى پیدا كرده تحول یافت بگواهى اینكه در فلسفه‏اى كه امروز در میان مسلمانان دائر است در معارف الهیه مسئله‏اى بچشم نمیخورد مگر اینكه متن آنرا و براهین و ادله‏اى را كه براى اثبات آن بكار برده شده میتوان در قرآن و حدیث پیدا كرده و از لابلاى آنها بدست آورد.

این سخن را در علوم ادبیه عربى نیز میتوان مطرح ساخت زیرا امثال علم صرف و نحو و معانى و بیان و بدیع و لغت و فن فقه لغت و اشتقاق اگر چه مورد بحث آنها مطلق كلام عربى است لكن بى‏تردید آنچه مردم را وادار بتتبع و ضبط و تنقیح اصول و قوانین این علوم نمود همان شاهكار خدائى بود كه مردم را مجذوب بیان شیرین و شیوا و اسلوب زیباى خود ساخته بود و مردم براى روشن شدن از بناى كلمات و تركیب جمل و معانى الفاظ و فصاحت و بلاغت بیانات و صنعتهاى لفظى ظریف آن‏نیازمند شدند كه قوانین كلى آنها را با اشباه و نظائرى كه در لغت عرب داشتند بدست آورند و بكمك آنها از كنجكاوى خود نتیجه گیرند و بدین ترتیب علمهاى صرف و نحو و لغت و فنون سه گانه بلاغت تنقیح و تنظیم شد.

منقول است كه ابن عباس كه از مفسرین صحابه بود معانى آیات را از راه استشهاد باشعار عرب بیان میكرد و بجمع آورى و حفظ اشعار عرب توصیه مینمود و میگفت: «الشعر دیوان العرب» و با چنین عنایتهائى نثر و شعر عرب ضبط شد تا بجائى رسید كه دانشمند شیعى معروف خلیل بن احمد بصرى در لغت كتاب العین را نوشته و علم عروض را براى شناختن اوزان اشعار وضع نمود و دیگران نیز در این دو فن تألیفاتى كردند و فن تاریخ نیز در اسلام از فن حدیث مشتق شده و در آغاز از قصص انبیاء و امم و از سیرت پیغمبر اكرم (ص) شروع شده و پس از آن تاریخ صدر اسلام بآن اضافه شده بعد بصورت تاریخ عالم در آمده و مورخینى مانند طبرى و مسعودى و یعقوبى و واقدى كتابهائى نوشتند.

و بجرأت میتوان گفت كه عامل اصلى اشتغال مسلمانان بعلوم عقلى از طبیعیات و ریاضیات و غیر آنها بصورت نقل و ترجمه در آغاز كار و بنحو استقلال و ابتكار در سرانجام همان انگیزه فرهنگى بود كه قرآن مجید در نفوس مسلمانان فراهم كرده بود.

در آغاز كار بدست مقام خلافت كه آنروزها میان ملت عرب مستقر بود علوم مختلف عقلى از یونانى و سریانى و هندى بعربى ترجمه شد و پس از آن در دسترس همه مسلمانان جهان كه از ملل مختلف بودند قرار گرفت و روز بروز بر وسعت تحقیقات و دقت مطالب و حسن انتظام خود افزود.

و معلوم است كه مدنیت وسیع اسلامى كه كمى بعد از هجرت و رحلت قسمت معظم معموره را تحت تسلط خود گرفت و در آن حكومت‏نمود و بالاخره امروز در حدود ششصد میلیون از جمعیت كره زمین را بنام اسلام نگه میدارد، یكى از آثار بارزه قرآن مجید بود (اگر چه ما بنام شیعه بخلفاء و سایر پادشاهان كارگردان این مدنیت از جهت مسامحه‏هائى كه در روشن ساختن حقائق دین و اجراء قوانین آن كرده‏اند اعتراض داریم در عین حال از پرتو اسلام هر چه بجهان تابیده بى‏تردید از قرآن میباشد) و بدیهى است چنین تحولى كه یكى از حلقه‏هاى بارز سلسله حوادث جهان میباشد در حلقه‏هاى بعدى تأثیر بسزائى خواهند داشت و از این روى یكى از علل و مقدمات تحول امروزى و بسط و پیشرفت فرهنگ جهان، قرآن مجید خواهد بود.

البته براى اینكه این مسئله روشن‏تر شود و ارزش واقعى خودش را نشان دهد تجزیه و تحلیل بیشترى لازم است ولى رویه اختصار كه درین كتاب مراعات میشود از اشتغال بآن مانع میباشد .

پى‏نوشتها:

1 ـ سوره علق آیه 5

2 ـ سوره مجادله آیه 11

3 ـ سوره زمر آیه 9

4 ـ سوره روم آیه 7

5 ـ سوره جاثیه آیه 23

6 ـ این قدغن را (چنانكه در تاریخ مسلم است) عمر بن عبد العزیز خلیفه اموى سال 99 ـ 101 برداشته است.




طبقه بندی: قرآن و علم، 


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 شهریور 1387 توسط سعید