تبلیغات
علوم طبیعت در قرآن - مقصود از علم در قرآن چیست و بیشتر به كدام علوم توجه شده است؟
 
 

پرسش:
مقصود از علم در قرآن چیست و بیشتر به كدام علوم توجه شده است؟
پاسخ:
مفهوم‌شناسی علم:
واژه «علم» به معنای «دانش» و «دانستن» می‏آید تعریف‏های اصطلاحی متعددی دارد.1 و در اینجا علوم تجربی یعنی «مجموعه فضایای حقیقی است كه از راه تجربه حسی قابل اثبات است.»
در مورد تقسیم علوم نیز تقسیم طرح‏های متعددی ارائه شده2 كه ما به تقسیم علوم بر اساس روش، بسنده می‏كنیم:
تقسیم‏بندی علوم براساس روش:
در این تقسیم، علوم، به چهار گروه تقسیم می‏شود كه به این شرح است:
الف: علوم تجربی3: كه شامل دو قسم می‏شود:
اول: علوم طبیعی4 مانند: فیزیك، شیمی، زیست‏شناسی و...
دوم: علوم انسانی5 مانند: جامعه‏شناسی، اقتصاد و...
روش این علوم، براساس مشاهده و تجربه حسی است.
ب: علوم عقلی: كه آن نیز شامل دو قسم می‏شود:
اول: علوم منطق و ریاضیات كه تا قبل از برتراند راسل، گمان می‏شد ریاضیات اصل منطق است ولی او اثبات كرد كه منطق، اصل ریاضیات است.
دوم: علم راجع به واقع، یعنی فلسفه كه شامل فلسفه‏های مضاف (مانند فلسفه اخلاق، فلسفه تاریخ و...) و فلسفه‏های غیرمضاف (مانند متافیزیك یا امور عامه) می‏شود.
ج: علوم نقلی: مانند علم تاریخ، لغت و... كه در آن‏ها از نقل استفاده می‏گردد (البته منظور در اینجا علوم تعبدی شرعی نیست)
د: علوم شهودی: كه با علم حضوری، به دست می‏آید مانند: علوم پیامبران‏(ع) و عرفا. شاید این طبقه‏بندی، كاملترین تقسیم علوم باشد، كه تاكنون ارائه شده است.
منابع و روش‏های علمی كه در قرآن به آنها اشاره شده است:
قرآن كریم به روش‏های علمی یعنی چهار قسم علوم فوق و منابع مختلف علم اشاره كرده است؛ یعنی: گاهی به شیوه عقلی توجه كرده و انسان‏ها را به خردورزی و تفكر فرامی‏خواند و تشویق می‏كند.6
و گاهی توجه انسان را به طبیعت جلب می‏كند و او را به كیهان‏شناسی و طبیعت‏شناسی و انسان‏شناسی و... تشویق می‏كند.7
و گاهی توجه انسان را به عمق تاریخ جلب می‏كند و داستان‏های عبرت‏آموز پیامبران و ملت‏های پیشین را بیان می‏كند، و یا وقایع تاریخی صدر اسلام (همچون جنگ‏ها و...) را گزارش و ثبت می‏كند.8
و گاهی از وحی و الهامات الهی به انسان‏ها سخن می‏گوید9 و علم الهی را كه از نزد خدا به برخی انسان‏ها می‏رسد (= علم لدنی) گوشزد می‏كند.10
آری هر چند هدف قرآن بیان جزئیات تمام علوم بشری نیست11 اما می‏توان در قرآن اشاراتی به علوم مختلف یافت. به عبارت دیگر قرآن به روش تعقلی، تجربی، نقلی و شهودی توجه كرده است و نمونه‏هایی از آن‏ها را در قرآن یادآوری نموده است و همین توجه قرآن به روش‏ها و منابع علوم، به معنای لزوم به كارگیری این منابع است.
كاربردهای علم در قرآن:
واژه «علم» در قرآن كریم به چند معنا به كار رفته است:
الف: علم به معنای خاص یعنی «الهیات»:
قرآن كریم هدف آفرینش جهان را آگاهی انسان از «علم و قدرت الهی» معرفی می‏كند.12 یعنی آگاهی از صفات خدا را به عنوان علم اعلی و هدف خلقت برشمرده است.
و نیز در برخی آیات قرآن از علم «لدنی» یعنی دانشی كه خدا به انسان آموزش می‏دهد سخن گفته شده است.13
البته این معنای از علم، از مصادیق مهم دانش، بلكه با فضیلت‏ترین علم است، چرا كه ارزش هر علم به معلوماتی است كه انسان می‏آموزد،14 و هنگامی كه معلومات یك علم، آگاهی از صفات خدای متعال باشد، آن علم ارزش بیشتری دارد، چرا كه بهترین و با ارزش‏ترین معلومات جهان را می‏آموزد.
ب: علم به معنای عام:
قرآن كریم می‏فرماید: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ»15 «آیا كسانی كه می‏دانند و كسانی كه نمی‏دانند برابرند.»
به نظر می‏رسد مقصود از «علم» در این آیه مطلق علم و دانش است كه شامل همه اقسام علم مفید می‏شود.16
و در آیه دیگر می‏فرماید: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ»17
«خدا كسانی از شما را كه ایمان آورده‏اند و كسانی را كه به آنان دانش داده شده، به رتبه‏هایی بالا می‏برد.»
در این آیه نیز «ایمان و علم» به عنوان دو معیار جداگانه برای برتری افراد شمرده شده است. از این جداسازی روشن می‏شود كه خود «علم» موجب فضیلت افراد است، و این علم مقید به الهیات نشده است پس مطلق است و شامل همه دانشمندان می‏شود.18
و در آیه دیگر می‏فرماید: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ»19
«از میان بندگان خدا، فقط دانشوران از او هراس دارند.»
در این آیه نیز از دانشورانی یاد شده كه نشانه‏های خدا را می‏شناسند و عظمت و مقام او را در می‏یابند از این رو از نافرمانی او هراسناكند،20 اما جالب این است كه بخش قبلی آیه فوق و آیه قبل از آن سخن از نشانه‏های خدا در صحنه طبیعت همچون نزول باران، رویش میوه‏های رنگارنگ، جاده‏های كوهستانی رنگارنگ و انسان‏ها و جنبندگان و دام‏ها با رنگ‏های مختلف است، سپس از دانشمندان فوق الذكر یاد می‏شود. این مطلب نشان می‏دهد كه مقصود از علم، دانشوران در این آیه، علوم طبیعی نیز هست، یعنی دانشمندانی كه از طبیعت‏شناسی به خداشناسی می‏رسند.21
كاربردهای علم در احادیث:
واژه «علم» در احادیث نیز به معنای احض و اعم به كار رفته است، برای مثال:
1. از امام صادق(ع) حكایت شده: «علم به كثرت آموختن نیست بلكه علم نوری است كه هر كس را خدا بخواهد هدایتش كند، در دل او قرار می‏دهد.»22
2. از امام باقر(ع) حكایت شده: «هر كس بدانچه می‏داند عمل كند، خدا دانش آنچه را نمی‏داند به او ارزانی می‏دارد.»23
اینگونه احادیث به علوم الهی اشاره می‏كند، یعنی علم را به معنای احص به كار برده است.
3. از امام علی‏(ع) حكایت شده كه: «علوم چهار قسم است: علم فقه برای ادیان و علم پزشكی برای بدن‏ها، و علم نحو (دستور زبان) برای زبان، و علم كیهان‏شناسی برای زمان‏شناسی»24
مشابه این روایت كه با مضمون‏ها و تقسیم‏بندی‏های مختلف حكایت شده است اشاره به علوم تجربی و دینی دارد. یعنی علم را به معنای اعم به كار برده است.
جمع‏بندی و نتیجه‏گیری:
از این مباحث روشن می‏شود كه اگر در قرآن و احادیث علم را معیار برتری معرفی می‏كند و دانشمندان را تشویق می‏كند، مقصود همه اقسام علوم مفید و دانشمندان همه رشته‏های علمی مفید است.
البته ارزش هر علم به معلومات و دانسته‏هایی است كه افراد می‏آموزند، اگر دانش الهی باشد، آن علم ارزش بیشتری دارد.
لازم به یادآوری است كه دانش الهی نیز مراتب دارد یعنی علوم تجربی كه دارای جهت‏گیری الهی باشد و انسان را از راه طبیعت‏شناسی، كیهان‏شناسی، جنین‏شناسی و... به خداشناسی بیشتر رهنمون شود، به نوعی از علوم الهی شمرده می‏شود.
علامه طباطبائی‏(ره) پس از اشاره به آیاتی كه از علم تجلیل می‏كند، در مورد دعوت قرآن به علوم مختلف می‏نویسند:
«قرآن مجید در آیات بسیاری (كه به سبب وفور و كثرت به نقل آن‏ها نپرداختیم) به تفكر در آیات آسمان و ستارگان و اختلافات عجیبی كه در اوضاع آنها پدید می‏آید و نظام متقنی كه بر آن‏ها حكومت می‏كند دعوت می‏كند.
و به تفكر در آفرینش زمین و دریاها و كوه‏ها و...
به تفكر در آفرینش شگفت‏آور نبات [= گیاهان‏] و نظامی كه در زندگی آنان جریان دارد... به تفكر در خلقت خود انسان و اسرار و رموزی كه در ساختمان وجودش نهفته و... و بدین ترتیب به تعلّم علوم طبیعی و ریاضی و فلسفی و فنون ادبی و بالاخره همه علومی كه در دسترس فكر انسانی است و تعلم آنها به نفع جهان بشری و سعادت بخش جامعه انسانی می‏باشد دعوت می‏كند.
آری قرآن مجید به این علوم دعوت می‏كند به این شرط كه به حق و حقیقت رهنما قرار گیرند و جهان‏بینی حقیقی را كه سرلوحه آن خداشناسی می‏باشد در برداشته باشند. وگرنه علمی كه انسان را سرگرم خود ساخته از شناختن حق و حقیقت باز دارد در قاموس قرآن مجید با جهل مرادف است.»25
قرآن زمینه‏ساز پیدایش و رشد علوم:
همانطور كه بیان شد تشویق دانش و دانشمندان، بوسیله قرآن، سرچشمه پیدایش و رشد بسیاری از علوم در جهان اسلما شد، بطوری كه پس از دو قرن تمدنی پویا و شكوفا بوجود آمد، اینك نگاهی گذرا به فهرست این علوم می‏اندازیم:
الف: علومی كه قرآن مستقیم باعث پیدایش آن‏ها شده است:
در میان مسلمانان برخی علوم وجود دارد كه موضوع آنها خود قرآن كریم است. یعنی بعد از نزول قرآن و در رابطه مستقیم با آن بوجود آمده است و كم‏كم رشد یافته و بصورت دانش مستقل درآمده است، كه این علوم گاهی به الفاظ قرآن و گاهی به معانی و معارف قرآن می‏پردازد، و در طول تاریخ در مورد هر كدام از آن‏ها كتاب‏های متعدد نوشته شده است، از جمله:
1. علم تجوید قرآن: كه به كیفیت تلفظ حروف و حالات آن‏ها می‏پردازد و مبانی و فنون این امر را بررسی و بیان می‏كند.
2. علم قرائات: كه به ضبط قرائت‏های هفتگانه (یادهگانه یا چهارده‏گانه) قرآن می‏پردازد و تاریخ و دلایل و قاریان آن‏ها را بیان می‏كند.
3. دانش رسم الخط قرآن: كه به قواعد نگارش خط عربی بطور عامل و خط قرآن بصورت خاص می‏پردازد و اقسام خط (نسخ، كوفی و...) و ویژگی‏های آن‏ها را بیان می‏كند.
4. علوم قرآن: كه در مورد اطلاعات مربوط به قرآن در حوزه محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ، تاویل، باطن و... می‏پردازد.
5. فقه القرآن: دانشی كه به مباحث آیات الاحكام و دیدگاه‏ها و دلایل آن‏ها می‏پردازد.
6. علم تفسیر: دانشی كه به بیان معانی و مقاصد آیات قرآن می‏پردازد و به دو صورت تفسیر ترتیبی و موضوعی انجام می‏گیرد و در طول تاریخ اسلام هزاران كتاب در مورد آن نگارش شده است.
7. علم حدیث: قرآن كریم پیامبر اسلام‏(ص) را بیان كننده و مفسر قرآن معرفی كرد،26 از این رو سنت ایشان نقش تفسیر قرآن را بعهده گرفت و احادیث تفسیری شكل گرفت و بعدها ده‏ها كتاب تفسیر روائی را در زمینه نگارش یافت و روایات پیامبر(ص) و اهل بیت‏(ع) را در زمینه قرآن جمع‏آوری شد.27
ب: علومی كه قرآن غیرمستقیم باعث پیدایش آنها شده است:
در میان مسلمانان علومی وجود دارد كه در اثر تشویق قرآن به علم و یا برای خدمت‏رسانی به علوم دسته اول (مثل تفسیر) بوجود آمد و كم كم رشد كرد و بصورت دانش‏های مستقل پدیدار گشت، و در طول تاریخ اسلام كتاب‏های متعددی در مورد آن‏ها به نگارش درآمد از جمله:
1. علم درایة: كه برای بیان اصطلاحات مربوط به حدیث و تحولات آنها شكل گرفت.
2. علم رجال: كه برای بیان حالات راویان و سند روایات شكل گرفت.28
3. علم كلام: دانشی كه مباحث اعتقادی را بیان و از آن‏ها دفاع می‏كند، علم كلام اسلامی كه ریشه در آیات اعتقادی و احادیث اسلامی دارد، و كم كم بصورت یك علم منسجم درآمد.
4. علم فقه: كه به استنباط قوانین شرعی از آیات الاحكام و احادیث فقهی می‏پردازد و كم كم بصورت علم مستقل و گسترده‏ای در جهان اسلام درآمد.
5. علم اصول الفقه: كه قوانین مربوط به استنباط از قرآن و حدیث را بیان می‏كند و در حقیقت منطق فهم آنهاست كه بصورت مقدمه علم فقه نمودار شد اما در حقیقت مقدمه علم تفسیر و حدیث و فقه و... است. این دانش در طول اعصار به یكی از پیشرفته‏ترین علوم مسلمانان تبدیل شد.
6. علوم ادبی عرب: كه شامل علم نحو، صرف، اشتقاق، معانی، لغت و وجوه و نظائر می‏شود. این علوم برای فهم بهتر و منضبط آیات قرآن و نیز برای تلفظ صحیح آیات بنیان‏گذاری شد،29 ولی از آنجا كه فواید عام برای تمام علوم داشت و مقدمه فهم تلفظ و نوع متنی بود، كم كم بصورت علوم مستقل درآمد و میراث گرانبهایی برای ملت عرب سامان یافت، و دانشمندان و متخصصان فارسی و تركی و... نیز در این زمینه نگارش یافت، و حتی بر ادبیات فاسری و تركی و... نیز تاثیرات مثبت گذاشت.30 این علم در اسلام از «قصص قرآن» و پیامبران و سیره پیامبر(ص) و احادیث شروع شد سپس بصورت تاریخ قبل و بعد از اسلام و تاریخ جهان پدیدار شد و مورخان بزرگ و كتاب‏های تاریخ را شكل داد.31
ج: علومی كه قرآن باعث رشد آنها شده است.
برخی علوم در فرهنگ و تمدن‏های ملت‏های مختلف وجود داشته و گاهی از یك ملت به ملت دیگر منتقل می‏شود و رشد می‏یابد و گاهی این جریان بر عكس می‏شود.
مسلمانان نیز از این قاعده مستثنی نبوده‏اند و برخی علوم را از یونانیان، ایرانیان و هند ترجمه كردند و بر عمق و وسعت آن‏ها افزودند، از جمله:
1. فلسفه: كه در آغاز از یونان وارد كشورهای اسلامی شد و كم كم تحت تاثیر تفكر اسلامی قرار گرفت و تغییراتی پیدا كرد، بطوری كه همه مسائل متن و براهین و ادله آنها را می‏توان در قرآن و حدیث پیدا كرد.32
2. منطق: هر چند كه اصل این علم نیز از یونان به حوزه علوم مسلمانان راه یافت اما با توجه به اینكه قرآن به برهان و استدلال و جدال نیكو33 و... توجه كرده بود، مسلمانان نیز به علم منطق توجه كردند و این علم پیشرفت زیادی در مسلمانان پیدا كرد و كتاب‏های متعددی در این زمینه نگارش یافت.
3. ریاضیات: این علم نیز با توجه به تشویق قرآن به علم در بین مسلمانان پیشرفت زیادی كرد.
4. علوم پزشكی: در بین مسلمانان رشد زیادی كرد. كه این مطلب تحت تاثیر توجه قرآن به امور بهداشتی34 و نیز توجه احادیث به آنها بود.
5. كیهان‏شناسی (نجوم): ماه و خورشید و ستارگان و حركت آن‏ها اشاره داشت35 و مسلمانان برای قبله یابی و نیاز به این علم داشتند، كیهان‏شناسی در بین مسلمانان رشد زیادی یافت بطوری كه رصدخانه‏های متعدد بنا شد.
علامه طباطبائی‏(ره) در این زمینه می‏نویسند: «به جرئت می‏توان گفت كه عامل اصلی اشتغال مسلمانان به علوم عقلی از طبیعیات و ریاضیات و غیر آن‏ها بصورت نقل و ترجمه در آغاز كار و به نحو استقلال و ابتكار در سرانجام همان انگیزه فرهنگی بود كه قرآن مجید در نفوس مسلمانان فراهم كرده بود.»36
یادآوری 1: البته در این مورد علوم و فنون دیگری نیز تحت تاثیر قرآن پدید آمد یا رشد یافت كه ذكر همه آن‏ها در حوصله این نوشتار نیست. همانطور كه توضیح همه موارد فوق و ذكر آیات آن‏ها مجال بیشتری می‏طلبد.
یادآوری 2: جهت مطالعه بیشتر در این زمینه به كتاب‏های ذیل مراجعه فرمایید:
1. پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، علی اكبر ولایتی، مركز اسناد و خدمات پژوهشی.
2. علوم اسلامی و نقش آن در تحول علمی جهان، آلدو میه‏لی، ترجمه محمدرضا شجاع رضوی و دكتر اسداللَّه علوی، بنیاد پژوهش‏های آستان قدس رضوی.
3. تاریخ التمدن اسلامی، جرجی زیدان.
4. شیعه پایه‏گذار علوم اسلامی، سید حسن صدر، ترجمه محمد مختاری.
5. كارنامه اسلام، دكتر عبدالحسین زرین كوب.
6. علل پیشرفت و انحطاط مسلمین، زین العابدین قربانی.

1 . در مبحث ضمایم (ملحقات) این نوشتار تعاریف متعددى از علم را بیان مى‏كنیم و در مورد تعاریف و تقسیم‏بندى‏هاى علم، نك: احصاء العلوم، فارابى، ص 111 - 120 و آموزش فلسفه، محمدتقى مصباح یزدى، ج 1، ص 61 و مبانى حوزه و دانشگاه، ص 9 و درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، از نگارنده، ص 151.
2 . همان‏ها.
3 . Experimental Sciences.
4 . Natural Sciences
5 . Humanities Sciences
6 . در مورد تعقل نك: بقره / 73 و 242، یوسف / 2، انبیاء / 10، مومنون / 8، زخرف / 3 و در مورد تفكر نك: بقره / 219، روم/ 8، آل‏عمران / 191، نحل / 44، حشر / 21 و...
7 . نك: آیات سوره رعد، حج / 5، مومنون / 12 - 21، نحل / 3 - 17 و...
8 . نك: سوره انبیاء، یونس، یوسف و كهف و...
9 . شورى / 51، مومنون / 27، طه / 38.
10 . وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْماً (كهف / 65)
11 . در مباحث بعدى در این مورد توضیحات بیشترى خواهد آمد.
12 . طلاق / 12، این آیه و ترجمه آن در پاورقى صفحه اول این مقال گذشت.
13 . وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْماً. (كهف / 65)
14 . همانطور كه از امام على(‏ع) حكایت شده: «قیمة كل امرء ما یعلمه» ارزش هر كس به چیزى است كه مى‏داند، مجمع البیضاء، فیض كاشانى، ج 1، ص 26.
15 . زمر / 9.
16 . صاحب تفسیر نمونه آیه را از جهت نابرابرى مطلق مى‏داند. (ج 19، ص 393) و علامه طباطبائى‏(ره) نیز علم در آیه را مطلق مى‏داند لیكن با توجه به مورد آیه آن را منطبق بر علم به خدا مى‏كند (ج 17، ص 257) و ذیل آیه نیز احادیثى از امام باقر(ع) حكایت شده كه مقصود از دانایان در این آیه اهل بیت(ع) هستند (صافى، ج 4، ص 316) ولى مفسران اینگونه احادیث را حمل بر بیان مصداق كامل كرده‏اند وگرنه آیه شامل همه دانایان مى‏شود. (نك: المیزان و اطیب البیان ذیل آیه)
17 . مجادله / 11.
18 . علامه طباطبائى‏(ره) بر آن است كه آیه مومنان را به دو قسم عالم و غیرعالم تقسیم مى‏كند پس آیه مى‏فرماید علماى با ایمان دو درجه برترى دارند و مومنان یك درجه (المیزان، ج 11، ص 216) ولى آیت اللَّه مكارم شیرازى مى‏نویسند: گرچه آیه در مورد خاصى نازل شده ولى با این حال مفهوم عامى دارد و نشان مى‏دهد آنچه مقام آدمى را نزد خدا بالا مى‏برد، دو چیز است: 1. ایمان؛ 2. علم. (نمونه، ج 23، ص 438)
19 . فاطر / 28.
20 . مقصود از خشیت «ترس از مسئولیت توام با درك عظمت مقام پروردگار است». (نمونه، ج 18، ص 245)
21 . آیت اللَّه مكارم شیرازى پس از بیان ارتباط این بخش آیه 28 / فاطر با بخش‏هاى قبلى و آیات قبل، و لزوم مسئولیت‏پذیرى دانشمندان مى‏نویسند: «عالمان در منطق قرآن كسانى نیستند كه مغزشان صندوقچه آراء و افكار این و آن، و انباشته از قوانین و فورمول‏هاى علما جهان و زبانشان گویاى این مسائل و محل زندگى‏شان مدارس و دانشگاه‏ها و كتابخانه‏هاست. بلكه علما آن گروه از صاحب‏نظران و دانشمندانند كه نور علم و دانش تمام وجودشان را به نور خدا و ایمان و تقوا روشن ساخته، و نسبت به وظائفشان سخت احساس مسئولیت مى‏كنند و از همه پاى‏بندترند. البته علامه طباطبائى‏(ره) بر آن است كه مقصود از علما در اینجا عالمان باللَّه هستند. (المیزان، ج 17، ص 43)
22 . بحارالانوار، ج 1، ص 225.
23 . همان، ج 78، ص 189.
24 . همان، ج 1، ص 218.
25 . قرآن در اسلام، ص 94.
26 . وَأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ (نحل / 44)
27 . از جمله تفسیر عیاشى، تفسیر نورالثقلین، تفسیر البرهان، تفسیر صافى در شیعه و تفسیر الدر المنثور در اهل سنت.
28 . نك: قرآن در اسلام، علامه طباطبائى، ص 7 - 96
29 . نك: شیعه پایه‏گذار علوم اسلامى، سید حسن صدر، ترجمه سید محمد مختارى.
30 . پویایى فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، على اكبر ولایتى، ص 321 به بعد.
31 . نك: قرآن در اسلام، علامه طباطبائى، ص 6 - 95.
32 . نك: قرآن در اسلام، علامه طباطبائى، ص 97.
33 . نك: نحل / 125.
34 . نك: اعراف / 31 و 175، انعام / 145، مائده / 1 و 6 و...
35 . نك: یس / 38، رعد / 2، نمل / 89 و..
36 . قرآن در اسلام، ص 98.




طبقه بندی: قرآن و علم، 


نوشته شده در تاریخ شنبه 14 دی 1387 توسط سعید