تبلیغات
علوم طبیعت در قرآن - مثال هایی از علوم طبیعی در قرآن - مجموعه شماره 2
 
 

● کشف معجزه‏ای جدید در قرآن :
▪ سیستم دفاعی مورچه‏ها
خانم Wadea Omrany کشف جدید علمی در قرآن کرده است. این کشف مربوط به نحوه و ترتیب ارتباط بین مورچه‏هاست؛ چیزی که پیش از این نمی دانستیم. این مطلب مربوط به آیه شریفه ۱۸ از سوره نمل است:
حَتَّی إِذَا أَتَوْا عَلَی وَادِی النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکنَکمْ لَا یحْطِمَنَّکمْ سُلَیمَانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لَا یشْعُرُونَ
[آن‏ها حرکت کردند] تا به سرزمین مورچگان رسیدند؛ مورچه‏ای گفت‏: (به لانه‏های خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالی که نمی‏فهمند!)
در آیه‏ی شریفه‏ی بالا مورچه خطر قریب الوقوعی را طی چهار مرحله متوالی بیان می‏کند که این مراحل توسط علم جدید ثابت شده است :
۱) ای مورچه ها: این اولین مرحله اعلام خطری است که توسط مورچه داده می‏شود تا توجه دیگر مورچه‏ها را به سرعت جلب کند. مورچه‏ها با گرفتن این پیام صبر می‏کنند تا دگر پیام‏ها را توسط همان مورچه دریافت کنند.
۲) به لانه هایتان وارد شوید: در این جا گوینده پیام به دیگران اطلاع می‏دهد که چه کار باید بکنند.
۳) مبادا سلیمان و لشکرش پایمالتان کنند: در این جمله مورچه دلیل خطر را به مخاطب می‏گوید.
۴) و خود آگاه نباشند: مورچه‏ها به عنوان عکس‏العمل حالت دفاعی مشخصی را از خود نشان می‏دهند. در این جمله آخر مورچه به مخاطبان می‏گوید به منبع خطر حمله نکنید. زیرا منبع خطر قصد حمله به لانه مورچه‏ها را ندارد. بنابراین مورچه‏ها آن‏ها را خطر واقعی نمی‏دانند.
علم در این مورد می‏گوید: مورچه‏ها در مواقع اعلام خطر و دفاع و همچنین زمانی که تبادل سریع اطلاعات نیاز باشد از ارتباط شیمیایی استفاده می‏کنند. این اخطار معمولاً توسط صدور علامت‏های شیمیایی دفاعی مشخص می‏شود. غده‏های دفاعی مسئول ایفای نقش اعلام خطر هستند. به عنوان مثال مورچه‏های استرالیایی را در نظر بگیرید؛ وقتی این مورچه‏ها با خطری مواجه می‏شوند، قطرات کوچکی را از غده‏های دفاعی خود ترشح می‏کنند. این یک فرمان برای دیگر مورچه‏هاست تا فرار کنند و با شاخک‏های خود ارتعاشی ایجاد کنند که به معنای قرارگیری در موقعیت خطر است.
Aldehyde hexanal اولین ماده‏ای است که توسط مورچه‏ها در مواقع احساس خطر ترشح می‏شود و باعث جلب توجه و علاقه‏ی آن‏ها می‏شود. در نتیجه شاخک‏های خود را بالا می‏برند و تکان می‏دهند تا دیگر بوها را نیز دریافت کنند. اولین پیام به شکل الکل بود و این اولین مرحله است که توسط مورچه در جمله «ای مورچه‏ها» گفته شد.
سپس مورچه دومین ماده به نام Hexanol را ترشح می‏کند و در نتیجه بقیه‏ی مورچه‏ها موقعیت خطر به خود می‏گیرند و در تمامی جهات می‏دوند تا منبع این ماده را پیدا کنند. مورچه‏ای که ماده شیمیایی را ترشح می‏کند باید مسیری را که باید بقیه‏ی مورچه‏ها از آن کنار روند مشخص کند و این کاری بود که طبق آیه‏ی قرآن آن مورچه انجام داد و گفت «به لانه هایتان وارد شوید» بنابراین باید مسیر را مشخص کرده باشد.
Undecanon سومین ماده ای است که مورچه ترشح می کند. این ماده نشان دهنده‏ی عامل خطر است و چیزی که مورچه در سومین عبارت گفت «مبادا سلیمان و لشکرش پایمالتان کنند» با این مرحله مطابقت و سازگاری دارد. در این مرحله مورچه‏ها آماده‏ی مواجهه با خطر می‏شوند.
در مرحله چهارم مورچه ماده شیمیایی خاصی را ترشح می‏کند که Butyloctenal نام دارد. توسط این ماده گوینده دستور دفاع می‏دهد و نوع دفاع را مشخص می‏کند. بنا براین در مرحله آخر می‏گوید : «و خود آگاه نباشند». با این کار مورچه از وارد شدن بقیه‏ی مورچه ها به مرحله‏ی حمله جلوگیری می‏کند.
در این جا:
فَتَبَسَّمَ ضَاحِکا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکرَ نِعْمَتَک الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَی وَعَلَی وَالِدَی وَأَنْ أَعْمَلَ صالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِک فِی عِبَادِک الصَّالِحِینَ
سلیمان از سخن او تبسّمی کرد و خندید و گفت‏: «پروردگارا! شکر نعمت‏هایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته‏ای به من الهام کن‏، و توفیق ده تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم‏، و مرا به رحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن‏! »
خلاصه مطلب:
۱) Aldehyde hexanal : ای مورچه‏ها
۲) Hexanol : به لانه هایتان وارد شوید
۳) Undecanon : مبادا سلیمان و لشکرش پایمالتان کنند
۴) Butyloctenal : و خود آگاه نباشند
● معجزه‏ی قرآن و مسلمان شدن یک دانشمند آمریکایی
معجزه‏ی خداوند در قرآن کریم باعث شد که یک دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام روی آورد. تیمی از دانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی از گیاهان استوایی فرکانس‏هایی مافوق صوت از خود صادر می‏کنند که به وسیله‏ی دستگاه‏های پیشرفته علمی ثبت شده است.
دانشمندانی که حدود سه سال به تحقیق و مطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند که این پالس‏های مافوق صوت به الکتریسته‏ی نوری تبدیل شده و بیش از صد مرتبه در ثانیه تکرار می‏شوند. یک تیم آمریکایی این آزمایش را در برابر یک گروه علمی در انگلیس انجام دادند که در بین این گروه، یک دانشمند مسلمان هندی‏الاصل نیز قرار داشت. بعد از ۵ روز آزمایش، گروه انگلیسی از این مسئله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت: ما مسلمانان این مسئله را در ۱۴۰۰ سال پیش تفسیر کرده‏ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار کردند که آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه‏ی قرآن را قرائت کرد: «و هیچ موجودی نیست جز آن‏که او را به پاکی می‏ستاید ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی‏فهمید. او بردبار و آمرزنده است. »
زمانی که اسم جلاله «الله» بلند شد، پالس‏های مافوق صوت به الکتریسته‏ی نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.
پروفسور «ولیام براون» مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت‏وگو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح کرده و یک جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطا کرد. براون شهادتین را گفت و مسلمان شد.
● فیزیک و نجوم
"و الشمس تجری لمستقر لها" (یس / ۳۸)؛ "و خورشید در قرارگاه خود در حرکت است"
واژه « مُستقر» به معنی جای ثابت و مشخصی است که شیء یا فـرد در آن است؛ ضمن این‏که به این طرف و آن طرف نیز رفت و آمد می‏کند. خورشید همان‏طور که آیه توصیف می‏کند در «مستقـر» خود در حرکت است؛ «مستقـر» آن مـرکـز مـنـظـومـه شمسی است که جای ثابت و مشخص آن است و حرکت آن در مداری در کهکشان راه شیری اسـت که با سرعـت ۹۰۰۰۰۰ کـیلومتر در ساعت در حرکت است و ۲۲۵ میلیون سال طول می‏کشد تا آن را طی کند.
" و چراغی (خورشیدی) با شراره‏های بزرگ قرار دادیم" نبأ / ۱۳
خورشید به مثابه چراغ می‏ماند:
تشبیه خورشید بـه چراغ به این معنی است که خورشید سوختی را می‏سوزاند و نور و گرما می‏دهد. خورشید از عنصر هیدروژن و هلیم تشکیل شده. به دلیل دمای بسیار زیاد درون آن، پیوسته بخشی از هیدروژن می‏سوزد و به هلیم تبدیل می‏شود و مقادیر زیادی نیز انرژی مانند گرما و نور و تشعشعات آزاد می‏کند و به این ترتیب به مثابه چراغ می‏ماند.
سطح خـورشید نیز همان‏گونه که قرآن آن را توصیف نموده، از جمله به شکلی که در تصویر می‏بینیم شراره‏های بزرگ دارد.
"هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا ... " (یونس / ۵)؛ اوست که خورشید را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد ... .
«ضیاء و ضوء» درخشش و تابشی است که از خود شیء ساطع می‏شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و «نور» روشنایی و تابشی است که از خود شیء ساطع نمی‏شود بلکه بازتاب تابش ضیاء است.
و این‏که آیه می‏گوید: خورشید «ضیاء» است و ماه «نور»، به این معنی است که تابش خورشید از خود آن است ولی تابش ماه از خود آن نیست بلکه بازتاب تابش خورشید است.
(این موضوع در سوره‏ی نوح و به نقـل از حضرت نوح آمده؛ یعـنی وی چند هـزار سال پـیش از میلاد حضرت مسیح به مردم گفته بوده که تابش خورشید از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشید است.)
و النجم اذا هوی (نجم / ۱)؛ " سوگند به ستاره وقتی که از بالا به گودال فرو می‏افتد (یا فرو می ریزد)".
«هَوی» فعل گذشته از مصدر هُوِیّ است.
«هُویّ» به معنی فرو افتادن یا فرو ریختن از بالای زمین یا از روی زمین به درون زمین است؛ یعنی افتادن به درون گودال و چاله و چاه و غیره.
نکته آیه، "فرو افتادن یا فرو ریختن ستاره در چاله" است؛ وقتی ستاره‏ای خیلی بزرگ باشد، (بیش از ۱۰۰۰۰۰ برابر زمین باشد) نیروی جاذبه و فشار در ستاره نوترونی آن‏قدر زیاد می‏شود که نوترون‏ها تحت فشار خرد می‏شوند و ماده در هم می‏شود و به چاله تبدیل می‏‎شوند.
چاله‏ها چنان نیروی جاذبه‏ی قوی دارند که حتی نور نیز نمی‏تواند آن‏ها را ترک کند؛ به این خاطر دیده نمی‏شوند و سیاه‏چاله نامیده شده‏اند. این چاله‏ها ستارگان اطراف را به طرف خود می‏مکند یا می‏بلعند و در خود فرو می‏برند و به این شکل به تعبیر قرآن ستاره در چاله سقوط می‏کند.
" نه به خورشید و نه به ماه هیچکدام سجده نکنید، بلکه به خدایی سجده کنید که آن‏ها را (یعنی ماه‏ها و خورشیدها را) آفرید"
خورشیدها و ماه‏ها وجود دارد!
در زبان عربی «ضـمیر» برای مفرد (یکی) و برای مثنی (دوتا) و برای جمع (سه تا و بالاتر از آن) صرف می شود. آیه از ماه و خـورشید که دو تا هستند صحبت می‏کند ولی به جای ضمیر دوتایی مناسبِ آن‏ها که «هُمـا» به معنی «آن دو» باشد، ضمیر جمع «هُنَّ» به معنی «آن‏هـا» به کار برده است؛ یعنی می‏گوید: به خدایی سجده کنید که خورشیدها و ماه‏ها را آفرید.
در زمـان محمد و تا پیش از اختراع تلسکوپ کـسی خورشیدی و ماهی غیر از ماه و خورشیدی که می‏بینیم را نمی‏شناخت. از زمان اختراع و به کارگیری تلسکوپ (هزار سال پـس از محمد) تاکنون (در منظومه شمسی) ده‏ها ماه کشف شـده است.
"خدا آن است که هفت جو را آفرید و از زمین نیز چیزی مانند آن‏ها". طلاق / ۱۲
همان‏طور که قرآن مطرح کرده، زمین در واقع از ۷ قشر (۷ لایه) تشکیل می‏شود :
۱) قشر خارجی زمین. این قشر اساساً از سنگ خارا و کوه‏های آن تشکیل شده. دما در عمق یازده کیلومتری به ۱۱۰۰ درجه می‏رسد.
۲) قشر زیر قشر خارجی. این قشر از مگنزیم و سیلیکات آهن تشکیل شده و در ۴۰۰ کیلومتری، دما تقریباً ۱۴۰۰ درجه است.
۳) سومین قشر زمین در عمق میان ۴۰۰ تا ۷۰۰ کیلومتری قرار دارد و از همان عناصر قشر بالایی تشکیل شده است. دما در آن بالای ۱۴۰۰ درجه است.
۴) چهارمین قشر تا ۲۹۰۰ کیلومتری عمق امتداد دارد. پایین آن آهن و سیلیکات منیزیم تقریباً ۳۸۰۰ درجه گرم است.
۵) دمای آن بالای ۳۸۰۰ درجه است و فعل و انفعالات خشونت باری در آن صورت می‏گیرد.
۶) ششمین قشر از آهن و آلیاژ فلز نیکل و مقادیر کمی سولفید آهن تشکیل شده. گفته می‏شود که جریان‏های این قشر باعث نیروی آهن ربایی زمین می‏شود. دمای آن میان ۳۸۰۰ تا ۴۲۰۰ درجه است.
۷) از همان آهن و نیکل قشر بالایی خود تشکیل شده و در مرکز آن دما به ۶۰۰۰ درجه می‏رسد.
"فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَکانَتْ وَرْدَةً کالدِّهَانِ" (الرحمن / ۳۷)؛ آن‏گاه که آسمان از هم بشکافد و چون گل سرخ و روغن گداخته باشد.
بر اساس تصویری که تلسکوپ هابل از یکی از پیچیده ترین سحاب‏های نجومی به نام " سحابی چشم گربه " پیت کرده است، ساختارهای حیرت آوری در این سحابی معلوم شده است که شامل پوسته‌های گازی متحدالمرکز، فوران‏‎های پر سرعت گاز و گره‏های گازی غیر معمول متأثر از شوک که تخمین زده می‏شود ۱۰۰۰ سال سن داشته باشد، شامل می‏شود.
باز هم متذکر می‏شویم که باید توجه داشت این مطالب علمی ۱۴۰۰ سال پیش بیان شده است.
۱) خلق جهان
خلق جهان بدین ترتیب در قرآن کریم بیان می‏شود:
بَدِیعُ السّمواتِ وَ الاَرض ... ( انعام / ۱۰۱) اوست پدید آورنده آسمان‏ها و زمین ...
مطلب بالا با اطلاعات علمی نوین کاملا هماهنگی دارد، آخرین اطلاعات و کشفیات به دست آمده در زمینه فیزیک و نجوم تأیید کننده این مطلب می‏باشد که جهان با تمام بزرگی و قدمت فراوان از یک انفجار بزرگ به وجود آمده است. (تئوری بیگ بَنگ)
تئوری بیگ بَنگ بیان می‏کند که جهان از انفجار بزرگ و عظیم یک نقطه تقریبا در ۱۵ میلیارد سال پیش به وجود آمده است. تئوری بیگ بَنگ امروزه به عنوان تنها جواب علمی پیدایش جهان در تمامی محافل علمی به کار می‏رود. تا قبل از انفجار بزرگ امکان وجود هیچ چیز نبوده که بتوان آن را ماده نامید و ماده، انرژی و زمان وجود نداشته‏اند که بتوان به وسیله‏ی فیزیک و متافیزیک تجزیه و تحلیل کرد، این در فیزیک به عنوان هیچ چیز نامیده می‏شود، در این چنین فضایی به ناگاه ماده انرژی و زمان به وجود می‏آید؛ این مطلب علمی که به تازگی علم بشر به آن دست پیدا کرده است، ۱۴۰۰ سال پیش در قرآن کریم بیان شده است.
۲) بزرگ شدن جهان
۱۴ قرن پیش زمانی که نجوم و ستاره شناسی دارای مطالب چندانی نبود، بزرگ شدن جهان و رشد آن در همه ابعاد بدین شکل در قرآن بیان می‏شود.
وَالسَّماءَ بَنَینهَا بِأَیدٍ وَ إنَّا لَمُوسِعُونَ (الذّاریات / ۴۷)؛ و ما آسمان را به قدرت واسعه بنا نهادیم و ما یگانه وسعت بخشنده‏ی خلقت هستیم.
کلمه‏ی آسمان در بیشتر قسمت‏های قرآن کریم به عنوان کهکشان هم مورد استفاده قرار می‏گیرد. در این آیه بیان می‏شود که کهکشان‏ها و جهان همواره در حال بزرگ شدن و وسعت پیدا کردن می‏باشد، این مطلب هم در اوایل قرن ۲۰ به اثبات رسید.
در اوایل قرن ۲۰ تنها ایده‏ای که در این مورد بر تمام جهان حکومت می‏کرد، نظریه‏ی بدون تغییر بودن جهان و ثابت بودن کهکشان‏ها بود، و لیکن هم اکنون تحقیقات علمی به کمک جدیدترین تکنولوژی‏های روز به این نتیجه رسیده‏اند که جهان دارای ابتدا و مقدمه بوده و همواره در حالت تغییر و به سوی بزرگ شدن می‏باشد.
این تئوری و ایده که جهان دارای ابتدا بوده و بدون هیچ وقفه‏ای در حال بزرگ شدن می‏باشد، در اوایل قرن ۲۰ توسط دانشمند و فیزیکدان روسی اَلِکساندر فِریدمَن و محقق بلژیکی گیورگ الِمِتر به صورت یک نظریه بیان شد و در سال ۱۹۲۹ با تحقیقات ستاره شناس آمریکایی اِدوین هابل به صورت رسمی به ثبت رسید. این ستاره شناس با مشاهده‏ی مستمر کهکشان‏ها توسط تلسکوپ بسیار قوی، به این مطلب پی برد که ستاره‏ها و کهکشان‏ها همواره از هم دور و از یکدیگر فاصله می‏گیرند، اگر در نظر بگیریم که کهکشان‏ها از یکدیگر به طور دائم در حال فاصله گرفتن می‏باشند پس جهان که از همین کهکشان‏ها تشکیل شده مرتب در حال بزرگ شدن می‏باشد.
این کشف مهم در سال‏های اخیر به کرات به اثبات رسیده است. جالب است که در ۱۴۰۰ سال پیش زمانی که مردم خورشید و ماه را به عنوان پروردگار می‏پرستیدند، قرآن کریم این چنین مطلب مهمی را بیان می‏کند. البته آن هم نه برای مردم آن زمان بلکه برای ما، تا این گونه مسائل یکی از میلیاردها نشانه برای پیدا کردن راه صحیح و یک تو گوشی محکم برای کسانی باشد که می‏گویند دین اسلام مانع از پیشرفت بشریت حتی در زمینه علمی است.

● قرآن و جاذبه‏ی عمومی
قانون جاذبه‏ی عمومی در بین همه‏ی کرات آسمانی برقرار است تا آن‏جا که اگر این قانون (جاذبه) و نیروی گریز از مرکز (دافعه) در بین سیّارات حکمفرما نبود، در نظم عالم خلل وارد می‏شد و کرات آسمانی با یکدیگر تصادم و برخورد دهشتناکی داشتند که برای انسان خاکی حتّی تصوّرش نیز هراس انگیز و دلهره آور است. نخستین کسی که پی به نیروی جاذبه برد اسحاق نیوتن یکی از بزرگترین دانشمندان قرن هفدهم میلادی بود.
امّا آن‏چه بیشتر در کتاب‏های علمی درباره‏ی وی مشهور است، داستان زیر درخت نشستن او و جدا شدن سیبی از درخت و بعد از آن جلب توجه او به این حادثه است که موجب کشف نیروی جاذبه شد؛ کشفی که بسی شگفت آور خواهد بود اگر بگوییم هزار و چهارصد سال پیش از نیوتن قرآن کریم پرده از روی این معمّای بزرگ علمی برداشته و در آیاتی چند به وجود جاذبه در تمامی کرات و کهکشان‏های عظیم عالم اشاره نموده است که از جمله‏ی این آیات، آیه‏ی ۲ سوره‏ی رعد است که می‏فرماید:
الله الَّذی رَفَعَ السَّمواتِ بِغَیٌرِ عَمَد‍ تَرَوٌنَها …؛ خدای شما آن خدایی است که آسمان‏ها را با ستون‏های نامرئی برافراشت …
و در آیه‏ی ۱۰ سوره‏ی لقمان می‏فرماید:
خَلَقَ السَّمواتِ بِغَیٌرِعَمَد تَرَوٌنَها … ؛ خدا کسی است که آسمان‏ها را بدون ستونی که شما ببینید، آفرید …
آن‏چه قرآن در این آیات به عنوان «ستون نامرئی» از آن یاد نموده همان نیروی جاذبه است که نیوتن انگلیسی کاشف آن بوده است؛ همان نیرویی که مابین تمامی کرات آسمانی برقرار بوده و کرات را برافراشته و نگاه داشته است.
در آیه‏ی ۲۵ سوره‏ی مرسلات می‏فرماید:
اَلَمٌ نَجٌعَلِ الٌاَرٌضَ کِفاتاً؛ آیا زمین را جایگاه گرفتن و جذب قرار ندادیم؟
آیه‏ی فوق یکی دیگر از آیات قرآنی است که اشاره به نیروی جاذبه‏ی زمین دارد، زیرا زمین را جایگاه جذب معرفی می‏کند.
باز در آیه‏ی ۴۱ سوره‏ی فاطر می‏فرماید :
اِنَّ الله یمٌسِک السَّمواتَ والٌاَرٌضَ اَنٌ تَزولا …؛ خداوند آسمان‏ها و زمین را نگاه داشته است تا از محل خودشان خارج نشوند …
مگر این نگاه داشتن غیر از همان نیروی جاذبه‏ی عمومی است که خداوند در بین کرات قرار داده تا از مدارشان منحرف نشود؟!
روی همین اصل نیوتن گفت: تنها قوّه‏ی جاذبه برای تعلیل تفسیر نظام شگفت عالم سیّارگان کافی نیست، بلکه باید یک منبع علم و قدرتی، جرم و فاصله و سرعت حرکت همه‏ی آن‏ها را سنجیده و هر یک را در مدار معیّنی قرار داده باشد و او خداست.
● علم شیمی در قرآن
قرآن گنجینه‌ای است سرشار از مسائل و مفاهیم گوناگون که از قدیم‏الایام توجه بسیاری از اندیشمندان و صاحب نظران را به خود جلب کرده است. درباره‏ی اعجاب و اعجاز این کتاب مقدس، بسیار گفته‌اند و در مورد قدرت خارق‏العاده‏ی قرآن همین نکته بس که چگونه اعراب بادیه نشین دوره‏ی جاهلیت را به ملتی بدل کرد که صلای ایمان و وحدت و تمدن در جهان دردادند.
در این مبحث می‏خواهیم به نمونه‏ای از مسائل شیمی مطرح شده در قرآن بپردازیم. در سوره فرقان، آیه ۵۳ می‌خوانیم:
و او کسی است که دو دریا را در کنار هم قرار داد، یکی گوارا و شیرین و دیگری شور و تلخ و در میان آن‏‎ها برزخی قرار داد تا به هم مخلوط نشوند (گویی هر یک به دیگری می‌گوید) دور باش و نزدیک نیا.
این آیه یکی از مظاهر شگفت انگیز قدرت پروردگار را در جهان آفرینش ترسیم می‌کند. این حائل یا برزخ همان تفاوت درجه‏ی غلظت آب شور و شیرین، به اصطلاح وزن مخصوص آن‏ها است که سبب می‌شود تا مدت مدیدی به هم نیامیزند.

منابع و مآخذ :
۱. قرآن کریم، ترجمه‏ی مهدی الهی قمشه‏ای، انتشارات عصر رهایی، ۱۳۸۶.
۲. اقلیم شناسی، جعفرپور ابراهیم، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۵، ص ۱۲۷ ـ ۱۳۳.
۳. زمین، بیسر آرتور - جعفری عباس (مترجم)، انتشارات مؤسسه‏ی گیتاشناسی، ۱۳۸۱، ص ۴۹ ـ ۵۲ و ۴۶ و ۵۴.
۴. منابع و مسائل آب ایران، صداقت محمود.
۵. زمین شناسی عمومی، شفیقی سیروس و مدنی حسن، انتشارات دانشگاه پلی تکنیک تهران، ۱۳۸۶، ص ۱۱۹.
۶. الادلة المادیة علی وجود الله، متولی الشعراوی شیخ محمد.
۷. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دکتر رضایی‏اصفهانی محمدعلی، انتشارات مبین، رشت، ۱۳۸۰.
۸. اشارات علمی اعجازآمیز قرآن، رضایی‏اصفهانی محمدعلی و اخوان مرتضی، دفتر نشر معارف، قم، ۱۳۸۳
۹. اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، نیازمندشیرازی یداله ، چاپ میهن، تهران، ۱۳۸۶.
۱۰. طب در قرآن، دیاب عبدالحمید، قرقوز احمد و چراخی علی، انتشارات حفظی، تهران، ۱۳۸۳
۱۱. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، دکتر پاک‌نژاد سیدرضا، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۶۰.
۱۲. آموزه‌های تندرستی در قرآن، رضایی حسن‏رضا ، انتشارات عطرآگین، تهران، ۱۳۸۶.
۱۳. اسلام پزشک بی‌دارو، شیرازی احمدامین ، انتشارات اسلامی، قم، ۱۳۷۵.
۱۴. التمهید، معرفت محمدهادی، ج ۶، انتشارات اسلامی، قم، ۱۳۶۹.




طبقه بندی: مثال هایی از علوم طبیعی در قرآن، 


نوشته شده در تاریخ جمعه 25 اردیبهشت 1388 توسط سعید