تبلیغات
علوم طبیعت در قرآن - نقش علوم طبیعى در خداشناسى
 
 

در قرآن مجید در حدود 750 آیه در زمینه خداشناسى از راه علوم طبیعى آمده است. در این آیات خداوند متعال از پدیده هاى طبیعى بعنوان آیات الهى یاد مى كند و بندگان را به تفكر و نظر در آنها دعوت مى كند این آیات را مى توان به چند دسته تقسیم كرد:

1- آیاتى كه در آنها از مواد سازنده اشیاء صحبت شده و یا به كشف آنها امر شده است، مثلا:

«فلینظر الانسان مم خلق » (طارق، 5)

(انسان بنگرد كه از چه خلق شده است)

«والله خلق كل دابه من ماء ...» (نور، 45)

(خدا هر جنبنده اى را از آب آفرید ...»

«انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعابصیرا» (انسان، 2)

(انسان را از آب نطفه مختلط آفریدیم كه او را بیازمائیم و او راشنوا و بینا كردیم.)

2- آیاتى كه در آنها از نحوه خلقت اشیاء خاصى صحبت شده و یا به كشف پیدایش آنها امر شده است،مثلا:

«وهوالذى خلق السموات و الارض فى ستة ایام و كان عرشه على الماء ...» (هود، 7)

(اوست خدایى كه آسمانها و زمین را در شش روز (شش دوره)خلق كرد و عرش او بر آب قرار داشت...)

«ولقد خلقناالانسان من سلالة من طین ثم جعلناه نطفة فى قرار مكین ثم خلقنا النطفة علقة فخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظاما فكسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا آخر فتبارك الله احسن الخالقین »

ما انسان را از عصاره اى از گل آفریدیم، سپس آن رانطفه اى در قرارگاهى مطمئن قرار دادیم، سپس نطفه را به صورت علقه و علقه را بصورت مضغه و مضغه را به صورت استخوان درآوردیم، آنگاه بر استخوانها گوشت پوشاندیم، وپس از آن خلقتنى دیگر انشاء نمودیم. پس بزرگ است خدایى كه بهترین خلق كنندگان است.)

«اولم یرالذین كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقا ففتقناهما...» (انبیاء ، 30)

(آیا كافران توجه نكردند كه آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از هم جدا كردیم...)

«خلق السموات بغیر عمد ترونها و القى فى الارض رواسى ان تمید بكم ...» (لقمان، 10 )

(آسمانها را بى ستونى كه به حس مشاهده كنید خلق كرد و در زمین كوههاى استوار قرار داد تا شما در آرامش باشید...)

«ثم استوى الى السماء و هى دخان ....» (فصلت، 11)

(سپس به خلقت آسمانها پرداخت در حالیكه دود بود...)

«افلا ینظرون الى الابل كیف خلقت و الى السماء كیف رفعت و الى الجبال كیف نصبت و الى الارض كیف سطحت » (غاشیة، 20-17)

(آیا به شتر نمى نگرند كه چگونه آفریده شده است و به آسمان نمى نگرند كه چگونه برافراشته شده است و به كوههانمى نگرند كه چگونه بر پا شده است و به زمین نمى نگرند كه چگونه گسترده و همواره شده است. )

3- آیاتى كه در آنها امر به كشف نحوه خلقت جهان شده است، مثلا:

«قل سیروا فى الارض فانظروا كیف بدا الخلق...» (عنكبوت، 20)

(بگو در زمین سیر كنید و ببینید كه خداوند چگونه خلقت راآغاز كرد...)

«اولم یروا كیف یبدئ الله الخلق ثم یعیده...»(عنكبوت، 19)

(آیا ندیدند كه چگونه خداوند مخلوقات را پدید مى آورد وسپس آنها را باز مى گرداند...)

4- آیاتى كه در آنها امر به مطالعه تحولات طبیعى شده است:

«الم تر ان الله انزل من السماء ماء فسلكه ینابیع فى الارض ثم یخرج به زرعا مختلفا ثم یهیج فتریه مصفرا ثم یجعله حطاما ان فى ذلك لذكرى لاولى الالباب » (زمر، 21)

(آیا ندیدى كه خدا از آسمان آب باران نازل كرد و در روى زمین نهرهاى جارى ساخت و سپس انواع نباتات گوناگون بدان برویاند، آنگاه رو به خزان آرد و مى بینى كه زرد میشود وخداوند آن را خشك میگرداند. هر آینه این مطلب تذكرى است براى خردمندان)

«الله الذى یرسل الریاح فتثیر سحابا فیبسطه فى السماء كیف یشاء و یجعله كسفا فترى الودق یخرج من خلاله...» (روم، 48)

(خدایى كه بادها را مى فرستد و بوسیله آنها ابر را بر مى انگیزاندو سپس ابر را در آسمان هر طور كه بخواهد میگستراند و آن رابه صورت قطعه قطعه در مى آورد. آنگاه مى بینى كه قطرات باران از لابلاى ابرها خارج مى شود....)

«ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار و الفلك التى تجرى فى البحر ینفع الناس و ما انزل الله من السماء من ماء فاحیا به الارض بعد موتها ... المسخر بین السماء والارض لایات لقوم یعقلون » (بقره، 164)

(براستى در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز وكشتیهایى كه در دریا به سود مردم در حركتند و آبى كه خداونداز آسمان نازل كرده و با آن زمین را پس از مرگ زنده نموده وانواع جنبندگان را در آن گسترده، و در تغییر مسیر بادها و درابرهاى رام شده میان زمین و آسمان دلایل و نشانه هایى براى مردمى كه داراى عقل هستند و مى اندیشند.)

5- آیاتى كه در آنها به موجودات طبیعى قسم خورده شده است; مثلا:

«والشمس وضحیها والقمر اذا تلیها والنهار اذا جلیهاواللیل اذا یغشیها و السماء و ما بنیها والارض وماطحیها...» (شمس، 6-1)

(سوگند به خورشید و پرتو تابانش، و به ماه، آنگاه كه درپس خورشید برآید، و به روز آنگاه كه جهان را روشن سازد، وبه شب وقتى كه عالم را در پرده سیاهى كشد، و به آسمان بلند وآنكه آن را بنا كرد و به زمین و آنكه آن را بگسترد...)

«فلا اقسم بمواقع النجوم و انه لقسم لو تعلمون عظیم ...» (واقعه، 76-75)

(سوگند به منازل ستارگان و این قسم اگر بدانید سوگندى است بسیار بزرگ...)

«والسماء والطارق و ما ادریك ماالطارق النجم الثاقب »(طارق، 3-1)

(سوگند به آسمان و اختر شبگرد، و تو چه میدانى كه اخترشبگرد چیست؟ آن ستاره فروزان تابان است)

«والسماء ذات البروج » (بروج، 1)

(سوگند به آسمان داراى برجها.)

6- آیاتى كه در آنها با اشاره به برخى از پدیده هاى طبیعى امكان وقوع معاد بیان شده است، مثلا:

«یا ایهاالناس ان كنتم فى ریب من البعث فانا خلقناكم من تراب ثم من نطفة ثم من علقة ثم من مضغة مخلقة و غیرمخلقة ... و ترى الارض هامدة فاذا انزلنا علیها الماءاهتزت و ربت و انبتت من كل زوج بهیج » (حج، 5)

(اى مردم اگر در رستاخیز شك دارید پس توجه كنید كه ماشما را از خاك آفریدیم، بعد از علقه و بعد از مضغه كه بعضى داراى شكل است و برخى بدون شكل [از طرف دیگر] زمین را[در فصل زمستان] خشك و مرده مى بینى اما هنگامى كه باران را بر آن فرو مى فرستیم سبز و خرم مى شود و نمو میكند و هرنوع گیاه زیبا مى رویاند.)

«او لیس الذى خلق السموات و الارض بقادر على ان یخلق مثلهم بلى و هو الخلاق العلیم » (یس، 81)

(آیا آن خدائى كه آسمانها و زمین را آفریده بر آفرینش مثل آنهاقادر نیست؟ آرى [او قادر است] زیرا او آفریننده داناست).

«یخرج الحى من المیت و یخرج المیت من الحى و یحیى الارض بعد موتها و كذلك تخرجون » (روم، 19)

(زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون مى آورد و زمین را پس از مرگ گیاهان [در فصل زمستان] باز زنده میگرداند و به همین نحو شما را (به هنگام قیامت ) از خاك بیرون آرند.)

7- آیاتى كه در آنها صحبت از وجود نظم در طبیعت شده است، مثلا:

«و ترى الجبال تحسبها جامدة و هى تمر مر الحساب صنع الله الذى اتقن كل شى ء انه خبیر بما تفعلون »(نمل، 88)

(كوهها را بینى و پندارى كه ساكن هستند. با آنكه همچون ابردر حركتند. این صنع خداست كه هر چیزى را متقن آفریده است. براستى خدا بر آنچه مى كنید آگاه است.)

«الذى خلق سبع سموات طباقا ما ترى فى خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل ترى من فطور ثم ارجع البصر كرتین ینقلب الیك البصر خاسئا و هو حسیر» (ملك، 4-3)

(آن خدایى كه هفت آسمان را به صورت طبقاتى منظم بیافرید.تو در خلقت خداى رحمان بى نظمى و نقصان نخواهى یافت پس باز به دیده عقل در نظام آفرینش بنگر تا مگر خللى در آن توانى یافت؟ باز دوباره به چشم بصیرت نگاه كن، در این صورت چشم خرد زبون و خسته بسوى تو باز مى گردد.)

«وانبتنا فیها من كل شى ء موزون » (حجر، 19)

(و از هر گیاه موزون در آن رویاندیم.)

«و خلق كل شى ء فقدره تقدیرا (فرقان، 2)

(و همه چیز را آفرید و براى آن اندازه اى معین مقرر داشت.)

«خلق السموات و الارض بالحق یكور اللیل على النهارو یكور النهار على اللیل و سخر الشمس و القمر كل یجرى لاجل مسمى ...» (زمر ، 5)

(آسمانها و زمین را به حق آفرید و شب را به روز و روز را به شب بپوشانید و خورشید و ماه را مسخر كرد تا هریك براى مدت معین گردش كنند....»

«و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما لاعبین »(انبیاء، 16)

(ما آسمان و زمین و اشیاء بین آنها را به بازیچه نیافریدیم.)

8- آیاتى كه در آنها صحبت از هماهنگى بین خلقت انسان و سایر موجودات شده است، مثلا:

«و سخر لكم ما فى السموات و ما فى الارض جمیعا منه » (جاثیه، 3)

(و همه آنچه را كه در آسمانها و زمین است مسخر شما قرارداد).

«هو الذى جعل لكم الارض ذلولا فامشوا فى مناكبها وكلوا من رزقه...» (ملك، 15)

(اوست خدایى كه زمین را براى شما هوار گردانید پس شما رادر پست و بلندیهاى آن حركت كنید و روزى آن خورید...)

«و الانعام خلقها لكم فیها دف ء و منافع و منها تاكلون » (نحل، 5)

(و چهار پایان را آفرید در حالیكه براى شما در آنها وسیله پوشش و منافع دیگر است و از گوشت آنها مى خورید)

«و انزلناه الحدید فیه باس شدید و منافع للناس »(حدید، 25)

(و آهن را كه در آن هم سختى و هم منافع بسیار براى مردم است فرود فرستادیم.)

«و هوالذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمات البر والبحر قد فصلنا الایات لقوم یعلمون » (انعام، 97)

(اوست خدایى كه ستارگان را براى شما قرارداد تا درتاریكیهاى خشكى و دریا بوسیله آنها هدایت شوید. نشانه هاى خود را براى اهل دانش بیان كردیم)

واضح است كه براى درك مسائلى كه در این آیات مطرح شده است و براى یافتن پاسخ به سؤالاتى كه در برخى از این آیات آمده است دانستن علوم طبیعى ضرورى است زیرا مطالعه سطحى موجودات طبیعى نمى تواند انسان را به عظمت خلقت آشنا سازد. به همین جهت است كه در آیات 28-27سوره فاطر خداوند پس از ذكر یك سلسله پدیده هاى طبیعى مى فرماید: «انما یخشى الله من عباده العلماء»یعنى تنها علما هستند كه عظمت خداى را درمی یابند و خشیتى شایسته او در دلشان پیدا مى شود. همچنین در قرآن آمده است:

«بل هو آیات بینات فى صدور الذین اوتوا العلم »(عنكبوت، 49)

(بلكه این قرآن آیات روشن الهى است در سینه آنانكه از خدانور علم و دانش یافتند و آیات ما را جز مردم ستمكار انكارنكنند.)

نقشى كه قرآن براى علوم تجربى از جهت خداشناسى قائل است عامل اصلى اقبال دانش پژوهان مسلمان به این علوم شد، و در واقع پیدایش تمدن درخشان اسلامى را باید تا حد زیادى مرهون آن دانست. این مطلب را هم محققین غیر مسلمان متذكر شده اند و هم در كلمات خود آن دانشمندان مى توان مشاهده نمود. لوى در كتاب ساختار اجتماعى اسلام مى گوید كه صرفنظر از عده قلیلى ازدانش پژوهان مسلمان كه تحت تاثیر یونانیها بودند انگیزه مسلمانانی كه در علوم تحقیق كردند این بود كه درعجایب خلقت آثار عظمت الهى را مشاهده كنند. جرج سارتون نیز در كتاب مقدمه اى بر تاریخ علم عقیده دارد كه براى درك كامل علت فعالیت مسلمانها در رشته هاى علمى باید به نقش محورى قرآن براى آنها توجه كرد. 

ابوریحان بیرونى مى گوید:

«و چون كسى بر آن شود كه حق و باطل را از یكدیگر باز شناسد، ناگزیر كارش به جستجوى احوال جهان واینكه آیا همیشه بوده یا نو پدید است مى انجامد و اگرخود را از این جستجو بى نیاز شمارد، در راهى كه پیش گرفته است از آن بى نیاز نیست كه در تدابیرى كه سامان جهان در یكپارچگى و پاره هایش بر آن گردش دارد، بیندیشد و بر حقایق آن آگاه شود، تا از این راه مدبر جهان و صفات او را بشناسد.... و این جستجو و نگرش همان است كه خداى تعالى از بندگان خردمند خود خواسته است، در آنجا كه گفته است- و گفته اش راست و روشنگر است-: «و یتفكرون فى خلق السموات والارض: ربنا ما خلقت هذا باطلا...» [آل عمران،آیه 191].و این آیه شریفه همه آنچه را بیان كردم فرا مى گیرد و اگر آدمى درست بر آن كار كند، به همه دانشها و شناختها دست خواهد یافت.» (1)

و نیز بیرونى آنجا كه صحبت از نقش چشم و گوش در زندگى انسان مى كند، مى گوید:

«بینائى براى آن است كه از آثار حكمتى كه درمخلوقات دیده مى شود عبرت بگیریم و از مصنوعات بر وجود صانع استدلال كنیم ». خداوند متعال فرموده است: "و ما آیات خود را در آفاق جهان و در جانهاى خودشان به آنان نشان مى دهیم تا آشكار شود كه او برحق است".» (2)

ابن هیثم در دفترچه خاطراتش، آنجا كه خاطرات سال 417 هجرى را ثبت كرده است، مى گوید:

«من از دوران كودكى همواره روى عقاید فرق مختلف مردم مطالعه مى كردم و از اینكه مى دیدم هر فرقه اى به اعتقادات خویش تمسك مى جوید در همه آنها شك كردم، چه عقیده داشتم كه حقیقت یكى بیش نیست ومى بینیم كه دانشمندان مسلمان علوم طبیعى را از این جهت كه انسان را به خدا نزدیك مى كند دنبال مى كردند. نظر آنها این بود كه با مطالعه آیات حق تعالى در جهان طبیعت مى توان به وحدتى كه در پس كثرات وجود دارد پى برد. آنها وحدت طبیعت و اجزاى آن راحاكى از وحدت خالق جهان مى دیدند. دلیل جذب علوم تجربى و عقلى از ملل دیگر نیز بخاطر این بود كه هدف آن علوم را نمایان ساختن وحدت عالم و پیوستگى مراتب مختلف وجود مى دانستند و بنابراین آنها را در خط سیر خودشان تشخیص مى دادند. البته دانشمندان مسلمان پس از جذب آن علوم آنها را تحت جهان بینى اسلامى در آوردند و بعلاوه تنها به روش عقلى اكتفا نكردند، بلكه از روش تجربى هم بهره فراوان گرفتند.

متاسفانه این نحوه برداشت از علوم طبیعى كم كم در دنیاى اسلام كنار گذاشته شد و مسلمین آیات ارزنده قران مربوط به طبیعت شناسى و بهره بردارى از امكانات طبیعى را كنار گذاشتند و این دیگران بودند كه موضوعاتى را كه قرآن تشویق به مطالعه آنها كرده بود تحت بررسى قرار دادند و بر جهان مسلط گشتند. نتیجه این امر این شد كه شكاف عمیقى بین دین و دنیاى مردم بوجود آمد و كشورهاى مسلمان همراه با جذب علوم غربى مظاهر حیات غربى را نیز جذب كردند واكنون به جایى رسیده اند كه هم حیات مادیشان درخطر است و هم معنویات را از دست داده اند.

2- نقش علوم طبیعى در قوام و اعتلاى جامعه اسلامى

از آنجا كه طبق نص صریح قرآن اسلام دینى است جهانى:

«و ما ارسلناك الا كافة للناس بشیرا و نذیرا» (سبا، 28)

(و ما نفرستادیم ترا مگر اینكه همه بشر را بشارت و انذاردهى.)

و از آنجا كه هدف اسلام برقرارى یك جامعه توحیدى است، براى اینكه آیه شریفه:

«... و جعل كلمة الذین كفروا السفلى و كلمة الله هى العلیا...» (توبه، 40)

(... و نداى كافران را پایین قرار داد و سخن خدا بالا [و پیروز]است...)

تحقق پذیرد و جامعه توحیدى از خطر دنیاى كفربرحذر باشد باید جامعه اسلامى جامعه اى مستقل باشد. از آیه شریفه:

«و لن یجعل الله للكافرین على المؤمنین سبیلا»(نساء، 141)

(خدا هرگز براى كافران نسبت به مؤمنان راه تسلطى باز نكرده است.)

و حدیث شریف:

«الاسلام یعلو و لا یعلى علیه » (3)

(اسلام برتر است و هیچ چیز بر آن برترى ندارد.)

كه از رسول اعظم صلى الله علیه وآله وسلم نقل شده است نیز نتیجه مى شود كه مسلمانها نباید هیچگاه تحت سلطه كفار باشند و بنابراین باید از هر جهت خود را مستقل وخود كفا كنند. به همین دلیل است كه فقهاى اسلام گفته اند هر عملى كه موجب تفوق كفار بر مسلمین شود حرام است و هر چه براى قوام جامعه اسلامى لازم باشد فراهم نمودن آن واجب كفائى است.

«واعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوكم » (انفال، 60)

(در برابر آنها تا آنجا كه توانایى دارید نیرو و اسبهاى ورزیده آماده كنید تا بوسیله آنها دشمن خدا و دشمن خویش رابترسانید.)

چون امروز همه كارها بر محور علم و تكنولوژى مى گردد و این دو عامل عمده برترى برخى ملل شده است، بر مسلمین است كه همه علوم و فنونى را كه وسیله تامین استقلال آنهاست فرا بگیرند و براى این كار باید بهترین متخصصین را تربیت كنند و بهترین امكانات فنى را در جوامع اسلامى فراهم نمایند تا نیازمند دیگران نباشند.

ابن اخوه كه از محدثان شافعى قرن هفتم هجرى بوده مى گوید:

«پزشكى واجب كفائى است، اما در روزگار ما كسى از مسلمانان بدان نمى پردازد و چه بسا شهرهایى كه طبیب ندارد جز اهل ذمه كه در مورد احكام طب شهادت آنان پذیرفته نیست. در این زمان كسى را نمى بینیم كه دانش پزشكى را فرا گیرد، اما در علم فقه بخصوص مسائل اختلافى و جدلى غور مى كنند، و شهر پر از فقهایى است كه سرگرم فتوى و پاسخ دادن به وقایع هستند و من نمى دانم كه دین چگونه اجازه مى دهد كه به یك واجب كفائى كه گروهى بدان پرداخته اند سرگرم شوند و عمل واجب دیگرى را كه متروك مانده همچنان ترك كنند... دریغا كه دانش دین برافتاده است! از خدا باید یارى بخواهیم كه ما را از این غرور و گمراهى باز گرداند.» (4)

در اینجا این سؤال مطرح مى شود كه چرا در حالیكه قرآن مى فرماید كافران از هیچ نظر بر مؤمنان چیره نخواهند شد، امروزه كفار بر مسلمانان سلطه دارند؟جوابش این است كه در عصر حاضر مسلمانان مؤمنان واقعى نیستند و وظایف اسلامى خویش را به كلى فراموش كرده اند. نه خبرى از وحدت در میان آنهاست و نه علم و آگاهى لازم را كه اسلام از لحظه تولد تا مرگ بر همه لازم شمرده است واجد هستند. مگر نه این است كه طبق آیه شریفه:

«و اعدوالهم ما استطعتم من قوة ترهبون به عدوالله...» (انفال، 60)

مسلمین موظف هستند براى حفظ استقلال خود وارعاب دشمنان خدا خود را از هر جهت مجهز كنند. دنیاى اسلام در كدام میدان خود را مجهز كرده است مادر برابر دستورات مؤكد قرآن در مورد اعتلاى جامعه اسلامى چه كرده ایم؟

واضح است كه این وضع اسفناك وابستگى كشورهاى اسلامى به غرب ادامه خواهد داشت مگر آنكه آنهاخود را از لحاظ مواد غذایى و مهارت هاى علمى و فنى كاملا مجهز سازند و آن هم نه به صورت معمولى، بلكه جهادگونه. جز با اقدامات جهادى احتمال كمى هست كه كشورهاى اسلامى بتوانند خود را واقعا از نفوذ فرهنگى و اقتصادى غرب برهانند. امام خمینى دركتاب تحریرالوسیلة مى نویسد:

«لو خیف على حوزة الاسلام من الاستیلاء السیاسى والاقتصادى المنجر الى اسرهم السیاسى و الاقتصادى ووهن الاسلام والمسلمین و ضعفهم یجب الدفاع بالوسائل المشابهة...» (5)

(اگر خطر تسلط سیاسى و اقتصادى دشمن بر حوزه اسلام تاجایى باشد كه بیم آن رود دشمن جامعه اسلامى را به اسارت سیاسى و اقتصادى خود بكشاند و موجب سستى اسلام ومسلمین شود و آنان را ضعیف سازد، در اینصورت بر مسلمین واجب است با وسایلى شبیه آنچه دشمن دارد از خود دفاع كنند...)

در اینجا تذكر دو نكته مهم را لازم مى دانیم:

الف- از نظر اسلام چیزى كه تضمین مى كند علم در راه درست بكار رود ایمان است. علم در قرآن مقرون به ایمان آمده است. در اولین آیه اى كه به پیامبر نازل شد ودر آن امر به قرائت شده است (اقرا باسم ربك الذى خلق- علق، 1) قرائت مقرون به اسم پروردگار آمده است. یعنى علم باید به اسم خدا باشد نه به اسم شیطان. علم همراه با ایمان است كه مى تواند منجر به عمل صالح شود. علم در دست افراد بى ایمان وسیله تخریب است. بسیارى از كارهاى بد به دست دانشمندان بى ایمان اتفاق افتاده است در یك حدیث نبوى آمده است:

«الا ان شرالشر شرار العلماء و ان خیرالخیرخیارالعلماء» (6)

(بدترین بدها دانشمندان بدسیرت و خوب ترین خوبه ادانشمندان نیك سیرتند.)

خود قرآن نیز مؤمن بودن به مكتب را یك عامل ضرورى براى تحقق برترى مسلمانها شمرده است:

«ولا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنین » (آل عمران، 139)

(سستى مكنید و محزون مباشید كه اگر در ایمانتان ثابت قدم باشید حائز بلندترین مرتبه خواهید بود.)

«ولو ان اهل القرى آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم بركات من السماء و الارض...» (اعراف، 96)

(اگر مردمى كه در این آبادیها زندگى مى كردند ایمان مى آوردندو تقوى پیشه مى كردند درهاى بركات آسمان و زمین را به روى آنها مى گشودیم...»

«ولله العزة و لرسوله و للمؤمنین...» (منافقون، 8)

(عزت مخصوص خدا ورسول و اهل ایمان است...)

قرآن و علم، 


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اردیبهشت 1387 توسط سعید